من آفتابگردونم

من دیگه شیرین نیستم
نویسنده : زری ناز - ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٧
 

امشب از خواب گریزونم

بهونه ی شب بیداری امشبم، شنیدن صدای کار کردن ماشین هاییه که نمیدونم

دارن کجا رو خراب میکنن!!!!!

جالبه  که شبها صداشون رو میشنوم اما روزا هیچ اثری ازشون نیست!!!

نه از خودشون و نه از جایی که توش کار میکردن!!!!

باز هم صدای کلاغ شنیدم حتما اون هم بی خواب شده...

امیدوارم خبرای خوبی داشته باشه!!!

هی مورچه ها میشه دست از سرم بر دارین؟ من خیلی وقته که دیگه شیرین نیستم!

 


 
comment()قطره آفتاب
 
...
نویسنده : زری ناز - ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢
 

خوش خبر باشی کلاغ....

 


 
comment()قطره آفتاب
 
با من حرف نزن!
نویسنده : زری ناز - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳
 

من از گلدان کنار پنجره میگویم،

تو از کلاغی که روی درخت قار قار میکند.

چه شباهتی!!

بین صدای تو و کلاغ!!!!!!!!!!!!!!

من از باران میگویم،

تو از چکه ی سقف دستشویی!

چقدر لطیفانه حال همدیگر را می فهمیم!

پس با من حرف نزن!


 
comment()قطره آفتاب
 
 



<