نویسنده :
زری ناز - ساعت ۸:٥۳ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۸
بی صدا شب تا سحر
یاران خود را خواند و گرد آورد
جا به جا
در راه ها
بر شاخه ها
بر بام ها گسترد
صبح گاهان
شهر سر تا پا سیاه از تیرگی ها ی گنهکاران
ناگهان چون نو عروسی
در پرندین پوشش پاک سپید تازه
سر بر کرد.......
شهر اینک دست نیروهای نورانی ست
در پس این چهره ی تابنده
اما
باطنی تاریک دود آلود ظلمانی ست
گر بخواهر خویشتن را زین پلیدی هم به پیراید
همتی بی حرف همچون برف می باید...........
فریدون مشیری
آخرش زمستون تموم میشه و برف نمی آد
نویسنده :
زری ناز - ساعت ۱٠:٢۸ ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٤
الان چی میچسبه؟
هوا سرده و مه آلود......................... آتیش
آتیش گرمه و پر از دود......................سیب زمینی
سیب زمینی ترد و آتیشی...................وجود آدمهایی که دوستشون دارم تا با هم سیب زمینی بخوریم
تو این سرما برف بیــــــــــــــــــــــــــــــــــاد تا آدم برفی درست کنیم..................